رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

نفس مامان و بابا

نوزده ماهگی

دلارام من ؛ نوزده ماه پيش را خاطرت هست ؟ آن روز مقدس را ؟ همان روزي كه وداع كردي با فرشته ها و خدا با بوسه اي بر لب تو ، بدرقه ات كرد به زمين . و " تو " آمــــدي تا ، از آن " من " باشي . همان روزي كه آغاز شدي براي من ! يادت مي آيد ، كوچكي آن روزهايت را ؟ آرام و بي صدا بودنت را چطور ؟   و حالا تو ، هيـــــــــچ شباهتي به آن فرشته ي نو رسيده نداري . گريه هايت فرق كرده ، خنده هايت هم ! ديگر براي دانستن خواسته هايت سر در گُم نيستم . ديگر تو بزرگ شده اي شيرينم . قد كشيده اي ! صاحب درك و فهم شده اي . مي بيني ؟ شده اي يك كودك 19 ماهه ي دلبر و شيرين و پُر جُنب و چوش ! كودكي كه من ، زيبايي اش را به رُخ فرشته ها ...
28 فروردين 1392

دندان دوازدهم

شیرینکم دندان دوازدهمت هم شکوفه زد. رادینم اصلا متوجه درامدنش نشدم. ببخش این روزها فکرم مشغوله. مبارکت باشه پسرکم.   + آسیاب بالا  راست در 18 ماهگی ...
23 فروردين 1392

آستین کوتاه

یکی از هیجان های دیگه فصل بهار ؛ آستین کوتاه پوشیدنه توئه ... آستین کوتاه بپوشی و من هی دستات رو ببوسم ، بازوهات رو لمس کنم . چقدر لطیفه دستات ، چقدر نرمه ، مثل برگ گل ...   دلم براشون تنگ شده بود . ...
23 فروردين 1392

قارچی

عزیزکم امروز 22 فروزدین 92 برای اولین بار مامانی موهاتو مدل دار زد. اونم از نوع قارچیش. وای نمیدونی چقدر بهت میاد. تو هم مثل همیشه آقا بودی 15 دقیقه نشستی تو بغل بابا. یهو خیلی تغییر کردی. موهای بلندت یهو خیلی کوتاه شد. اما خیلی بهت میاد. هر جوری باشه عاشقتم. ...
23 فروردين 1392

بهار 92

تو بهاری ؟ نه ! بهاران از تو ست ... از تو  می گیرد وام هر بهار این همـــــه زیبایی را ...     دومین بهارت را سپری می کنی ، گلبرگ من !   هرچه را که باید ، گفته ام در وصف هیجده ماهگی ات گفته ام که بهاری برای من ، گفته ام بهار ، یعنی تو ... مبارک ت ، دل پذیر من خدا رو صد هزار مرتبه شکر که سختی های واکسن هم تموم شد. 3 شبانه روز تب داشتی. بمیرم برات مادر. 3 فروردین ما میریم شمال. تا  آخر عید هم هستیم. ایشالا برگشتم کلی برات عکس میزارم. دوستت دارم نفسکم...
2 فروردين 1392
1